عود:

عود ابزار موسيقايي عرب، ترک، ایران ،ارمنستان ،یونان و چند ين کشور ديگر در مناطق خاور است که ايرانيان در قرنهاي اخير به علل نامعلوم از آن کمتر سود برده، و اين ساز زيبا با صداي دلنشينش جايگاه خود را در ميان سازهاي ديگر ملي ایران از دست داده است.
ابن خلدون در قرن 8 هجري قمري آن را به ترکه هاي چوبيني که انعطاف پذير است معني نموده.
اما چندي بر اين اعتقادند که لفظ عود را بر اين ساز معين بدان جهت انتخاب کرده اند که بين آن و بربط ايراني که در هزاران سال پيش از نظر ظاهري وجه اشتراک فراوان با اين ساز داشته افتراقي قائل شوند.
ايرانيان در گذشته اين ساز را رود هم مي ناميدند. اما در قرن اخیر گاه لفظ لوت را هم به عود اتلاق مي کنند.
که در اصل داراي تفاوتهايي نیز هستند.
عود همراه با حرف تعريف ال در زبان عربي العود خوانده مي شود ولي در زبانهاي لاتين الف آن حذف گرديده و حرف دال آخر آن به ت مبدل شده و به اين ترتيب تلفظ آن در زبانهاي لاتين به لوت تغييرشکل داده است ولي با اينکه لوت نام سازي است در اروپا اما لفظي کلي براي چندي از سازهاي زهي است.
از ديدگاه سازشناسي، ساز عود در طبقه سازهاي زهي و در رده لوتهاي دسته دار که آن به موازات صفحه روي ساز و نواختن آن از طريق مضراب باشد قرار مي گيرد، بررسي سرنوشت ديرينه اين ساز در گرو شناخت تاريخي لوت است.
پيدايش نياکانان آنها به روزگار شکارچي گري انسان و استفاده از کمان و زه باز مي گردد و اين پرسش که چنين سازهايی به کدام یک از تمدنهاي کهن بشري ايران، مصر،هند،بين النهرين و چين مربوط مي شود موضوعي است که باستان شناسي ابزار موسيقايي بدان خواهد پرداخت، اما قطعا سازهايي که براي توليد صدا با دسته هاي کوتاه يا بلند با اشکات متفاوت، کاسه اي شبيه به کد و دارند
نياکان اصلي لوت هاي کنوني به حساب مي ايد.
آثار باستاني بين النهرين متعلق به هزاره دوم قبل از ميلاد تصوير مردي ايستاده را نشان مي دهد که به نواختن بربط مشغول است.
بر پايه بعضي از اسناد ابن سريح ايراني نژاد نخستين کسي است که در عربستان در قرن اول هجري عود فارسي يا بربط را نواخته و نوازندگي ان را آموزش داده است.
الاغاني مي گويد:آشنايي او با عود از آنجا شروع شد که عبدالله ابن زوبير جمعي که ايرانيان را به مکه دعوت کرده بود تا خانه کعبه را تعمير کنند ديوارگران ايراني عود مي زدند و اهل مکه از ساز و موسيقي ايشان لذت مي برند و آنرا تحسين مي کردند، ابن سريح پس به عود زدن پرداخت و در اين صنعت سرآمد هنرمندان زمان گشت.
در روزگاه امويان عود نوازاني همچون يونس کاتب-نشيت و ابن محرز نواختن عود را به دوران طلایی هنر در ایام ابراهيم،زلزل و زرياب منتقل مي کنند.
در نيمه دوم قرن 8 ميلادي و اويل روزگار عباسيان موسيقيدان برجسته درباري عود جديدي ساخت که با استقبال زيادي روبه رو شد و به زودي جاي عود فارسي يا بربط ايراني را گرفت که عموم آن را مي نواختند.
این عود کامل را به زبان عرب عود شبوط مي گويند که دسته ان ذر قسمت بالا کم. عريضتر و باريکتر از نزديک کاسه بوده
البته نام زلزل نيز به خاطر اصلاحاتي شهرت يافته که در فواصل گام ها صورت داده است زيرا اوست که فاصله معروف سوم خود را روي عود کشف و معرفي کرده است.
ساختمان عود الشبوط همانند ماهی بوده در حالي که عودهاي پيشين نسبت به آن گلابي شکل بودند، دسته اي از اين عودهاي گلابي شکل را که اکنون در کشور پرتغال نواخته مي شوند مشت مي نامند. تغييراتی که زلزل در ساختمان دسته عود به وجود آورده
موسيقي دان دیگري نيز به نام زرياب در حدود سالهاي 230 هجري عود از پرهاي کرکس ساخت و سيم پنجم را نيز بر آن افزود و با مضرابي که از ناخن عقاب ساخته بود آن را مي نواخت زرياب در همين سالها به سبب رقابت اسحاق موسلي مجبور به ترک وطن و راهي کولدورا در آندلس شد و با استقبال سلطان اسپانيا روبه رو شد با اينکه زرياب در کولدوا سيم پنجمي بر اين ساز افزوده بود اما به گفته ابوالفدا اين ساز در شرق همچنان با چهار سيم نواخته مي شد
شايد در همين ايام در بغداد هم به ضرورت سيم پنجم پي برده باشد.
فارمر در اين مورد مي گويد که فارابي نيز سيم پنجمي قائل بوده است ولی به نظر مي رسد که آن را فقط در تحليلهاي نظري اش درباره موسیقی مد نظر قرار مي داده است چنانکه الکندي نيز يک قرن قبل از او در بررسي های تئوريک خود از صداي عود،عود را با پنچ سیم در نظر مي گرفت.

شکل ظاهری:

شکم این ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل، و دسته ان بسیار کوتاه است، به طوری که قسمت اعظم طول سیم ها در امتداد شکم قرار گرفته است. سطح رویه شکم از جنس چوب است که بر آن پنجره هایی مشبک ایجاد شده است.
عود فاقد دستان و خرک ساز کوتاه و تا اندازه ای کشیده است.
عود دارای ده سیم یا پنج سیم جفتی است. سیم های جفت با هم همصدا کوک می شوند، و بدیهی است که هر یک از سیم های دهگانه یک گوشی مخصوص به خود دارد گوشی ها در دو طرف جعبه گوشی سرساز قرار گرفته اند.
عود بم ترین ساز بین سازهای زهی است، نت نویسی آن با کلید سل است که صدای ان عملا یک اکتاو بم تر از نت نوشته شده حاصل می شود.
مضراب عود از پر مرغ یا پر طاووس تهیه شده است و گاه نیز نوازنده با مضراب دیگری ساز را می نوازد.
صدای عود کمی خفه، نرم و غم انگیز ولی نسبتا قوی است. این ساز نقش تکنواز و همنواز هر دو را به خوبی می تواند ایفا کند.
عود چنان که گفته شده از اخلاف سازی قدیمی به نام بربط است از سوی دیگر ممکن است با نام عربی خود العود به اروپا راه یافته و در آنجا نام لوت گرفته باشد.
شباهت کلمه العود در تلفظ عربی یعنی تخفیف همزه اول تغریبا لعود و تشدید د آخر به صورت، ت را با نام اسپانیائی این ساز یعنی لود مي توان احساس کرد.
               عود2           عود1                            


منبع: سازشناسی برنامه نیستان
سازشناسی پرویز منصوری


پیانو

 پیانو:

این ساز در سیر تحول سازهای زهی و اصولا در زمان پیدایش موسیقی با قدمت شش هزار ساله، اولین بار توسط شخصی به نام بارتولمئو کریستوفوری یکی از اساتید مشهور سازنده کلاوسن، سازی که به عنوان پدر پیانو شناخته می شود و صدایی مانند سنتور دارد.                                     
در سال 1790 میلادی در شهر فلورانس ایتالیا ساخته شد. این استاد بزرگ به فکر افتاد که نواقص کلاوسن را با تبدیل مضرابهای مختلف که با فشار شسصتی ها از زیر به سیم های ساز برخورد می کرد و تعویض به چکش رفع نماید. اختراع او در دنیای موسیقی اهمیت فراوان یافت. کریستوفوری احتمالا خود نیز نمی دانست چه تحول عظیمی در جهان موسیقی به وجود خواهد آورد.کار مهم او این بود که از چکش های نمد پوش استفاده کرد. به علاوه اهرم جدیدی ساخت که چکش بتواند پس از ضربه روی سیم به سرعت برگردد. با این ابداع کلاوسن دگرگون شد و صدایی تازه در موسیقی به وجود آمد. به همین علت کریستوفوری برای معرفی ساز جدید نام نسبتا طولانی زیر را به کار برد.
یعنی کلاوسن با صدای آهسته و بلند این نامگذاری لازم بود تا وجه تمایز پیانو را با کلاوسن نشان دهد.
انواع پیانو:
1. پیانو دیواری
در این ساز سیم های پیانو به صورت عمودی قرار گرفته و اهرم ها از طریق فشار بر روی شستی ها با زاویه 35 درجه چکش ها را به طرف سیم برده و بعد از ضربه زدن به سرعت بر می گرداند.
2. پیانو رویال:
در این ساز سیم های پیانو به صورت افقی قرار گرفته و اهرم ها از طریق فشار بر روی شستیها با زاویه 35 درجه چکش را به طرف سیم به بالا پرتاب می کند و با سرعت زیاد به سیم ها ی افقی ضربه می زند، نظر به اینکه هر چه طول سیمها بیشتر باشد صدای پیانو مطلوبتر می شود. پیانو های دیواری نظر به محدودیت ارتفاع حداکثر تا ارتفاع 135 سانتی متر ساخته شده استو در پیانوی رویال نظر به اینکه در سطح محدودیتی ندارد هم اکنون پیانوهایی تا طول 308 سانتی متر نیز ساخته شده است.
پیانو لا:
در سالهای دهه 1860 میلادی پیانوهایی ساخته شده بود که بدون نوازنده آهنگ می نواخت و نیازی به نوازنده نداشت. تنها به وسیله پدالهای دوگانه و با فشار دادن روی هر پدال کارتهای سوراخ شده مخصوص به ترتیب به محل مکانیزم پیانو وارد شده و شستی های مورد نظر را حرکت می دادند که چکش های مربوطه به سیم ها اصابت کرده و آهنگهای از پیش تعیین شده را اجرا می کرد.
وسعت صدای پیانو عبارت است از هفت اکتاو یا بیشتر.
به علت بزرگی وسعت صدای پیانو نت نویسی آن بر روی دو حامل صورت می گیرد که معمولا حامل زیرین برای اجرا با دست چپ و حامل بالایی برای اجرا با دست راست اختصاص یافته است.
می نمودند.

گیتار

 

گر چه گيتار ؛ به شکلی که امروزه آنرا ميشناسيم؛ ساز نسبتا جوانی است ؛ تاريخچه ی آن از هزاران سال قبل حکايت ميکند. g

 

ايرانيان ؛ عبری ها و برخی اقوام کهن ديگر نيز دارای آلات موسيقی زهی بوده اند که توسط مضراب نواختهميشدند ؛ و در سال ۷۱۱ يعنی در جريان اشغال اسپانيا توسط مورها سازی به نام ربک وارد اين سرزمينشد. طی سالهای بعد گيتار دستخوش تغيراتی شد تا اينکه بالاخره در اواخر قرن ۱۸ به شکل امروزی آن کهدارای ۶ سيم ميباشد درآمد. حتا کمی قبل ؛ در قرن ۱۷ گيتارهای متداول کوچکتر و دارای ۴ يا ۵ سيم بودند.

 

در اوايل قرن ۱۹ ؛ شخصيتهای برجسته ی متعددی در اسپانيا و ايتاليا ظهور کردند که جهت معرفی گيتاربه عنوان يک ساز ارکستری معتبر از هيچ کوششی دريغ نکردند.

 

مهمترين اين افراد فرناندو سور بود ؛ که در سال ۱۷۷۸ در بارسلون اسپانيا متولد شد.

سور ؛ که در سال ۱۸۳۹ درگذشت ؛ تمام زندگی خويش را صرف اجرای کنسرت؛ تدريس و همچنين


 

ساخت صدها اثر باارزش برای گيتار نمود. لقب او بتهوون گيتار است.

 

از ديگر شخصيتهای ممتاز و معاصر سور ؛ ديونيزيو آگوادو بود. وی متولد سال ۱۷۸۴ در مادريد اسپانياو متوفی به سال ۱۸۴۹ ميباشد. قطعات کوتاه و تمرينهای جذاب متعددی از خود به جا گذاشته است.

ديگر شخصيتهای برجسته ی همدوره با سور عبارتند از :فرديناندو کارولی ؛ متيو کارکاسی و مايورو جوليانی .

 

همه ی انها اساتيدی بودند که موجب استغنای گنجينه ی گيتار شدند .

متاسفانه پس از اين دوره از محبوبيت گيتار کاسته شد و اين عدم محبوبيت ادامه يافت تا اينکه سرانجام


 

در اواخر قرن ۱۹ به همت فرانسيسکو تارگا و اگوستين باريوس ؛ گيتار دگر بار ارزشهایوالای خود را بازيافت.

در قرن ۲۰ هم راه اين بزرگان توسط دو نفر ادامه يافت : ميگويل لوبت و اندره سگوويا .

مخصوصا سگوويا ؛ که در طی ۷۰ سال تلاش خستگی ناپذير؛ چنان اعتباری به گيتار بخشيد که امروزه


 

اين ساز ؛ به يک ساز کلاسيک کاملا جدی بدل شده است.

 

از نوازندگان برجسته ی امروزه هم ميتوان به نامهای زير اشاره کرد :

 

آليريو دياز؛ جان ويليامز ؛ جوليان بريم ؛ پپه رومرو و .....

ويلن

ويلن :

ارجحترين ساز ميان زهي ها با ميدان صوتي بسيار گسترده است ، درخشان ، روشن وبسيار چابك بوده با طيف وسيعي از طنين هاي غني ، زنگدار ، خشن ، ارامش بخش و.... ميباشد و به همين دليل امكانات گسترده اي را در اختيار اركستر ميگذارد.

ويلن سازي است كه تمامي فواصل كروماتيك عربي و فواصل كروماتيك مخصوص موسيقي ايراني و هر موسيقي ديگر را به راحتي اجرا ميكند .اين ساز داراي چهار سيم است و در هنگام نواختن روي شانه چپ نوازنده قرار ميگيرد ، ويلن به وسيله ارشه نواخته ميشود ، اين ساز چه به صورت تكنواز و چه به صورت هم نواز مهمترين عضو اركسترهاي كوچك و بزرگ محسوب ميشود.

در همنواز اركسترهاي بزرگ ويلن به دو گروه ويلن يك و ويلن دو تقسيم ميشود كه كار گروه ويلن يكها اجراي ملودي اصلي و نقش ويلن دومي ها هارموني قطعه ميباشد .

بسياري از اهنگسازان بزرگ جهان معتقدند كه ويلن قادر است انواع پاساژهاي تند و تزئيني و ماهرانه را به راحتي از هر ساز ديگر بهتر اجرا كند و البته از اين ساز به علت چابوكيش در ملودي هاي پر تحرك بسيار استفاده ميشود .

توضيحي درباره تاريخچه ويلن:

شايد ابتدا اين مسئله به نظر برسد كه ما بر اين راستا هستيم كه در مقوله ساز شناسي به صورتي گذرا و مختصر از معرفي سازهاي مختلف بگذريم اما ما در نظر داريم در معرفي هر ساز بسيار موشكافانه برخورد كنيم و همچون يك سايت تخصصي يك ساز تمامي مطالب گفته و نا گفته يك ساز را بيان كنيم با اين حساب ممكن است معرفي يك ساز و اساتيد ان در داخل و خارج از كشور به دراز بكشد واين از سر وسواس ما براي ارائه يك دايره المعارف كامل موسيقي است كه شايد در نوع خود منحصر به فرد نيز باشد بنابراين دست تمامي كساني را كه در رشته هاي نوازندگي سازهاي كلاسيك به هر صورت فعاليت دارند ميفشاريم و از همه انها براي همكاري نزديك وصميمانه دعوت ميكنيم باشد كه اين حركت سبب پيشرفت و معرفي موسيقي كلاسيك در ايران باشد.



تارخچه ساز ويلن بخش اول:

در اين گفتار سعي خواهيم كرد به سئوالاتي همچون منشا و مبدا ساز ويلن چگونگي پيشرفت و توسعه ان در اروپا و جهان و تحوه تكامل اين ساز و اساتيد برجسته اين ساز در جهان بپردازيم. در اروپا تاريخچه ويلن به قرن 9 ميلادي باز ميگردد
البته شايد اين تاريخچه به اسيا باز گردد اما به درستي مشخص نيست ظاهرا كمتر از 450سال طول ميكشد تا نياز فرم امروزي براورده شود دليل اين مدعي رادر طول قرنهاي مختلف براي شكل گيري كلي الات موسيقي دانست

فرم اصلي سازهاي زهي به صورت يك تكه چوب خم شده كه توسط يك رشته كشيده به پايين دوش بسته ميشده است بوده است و رشته توسط يك حلقه يا پل تقسيم بندي شده بود.در فرمهاي تكامل يافته تر براي تسريع طنين از پوسته هاي لاك پوشت ، جعبه هاي چوبي يا مثانه خوك استفاده ميشد .

در توليد سازهاي زهي و بخصوص در دوفرم اصلي كه در دوران كلاسيك وجود داشتند
اين تمايز در فرم با يك تمايز در نوع استفاده ان همراه شد و الت موسيقي درام پوليگونال اصيل تر از ان دوي ديگر و منحصرا براي اواز ضمينه هاي ديني و غنايي مورد توجه قرار گرفت و بعنوان يك وسيله محبوب در جشنها مورد استفاده ميشد.

در واقع ما ميتوانيم منشا شناسي ساز ويلن و سازهاي زهي را توسط نقشي كه رشته ها يا سمها ايفا ميكنند بررسي كنيم ، قديمي ترين سازهاي زهي توسط انگشتان دست رشته هاي سيم راتنظيم يا باز و بسته ميكردندشايد تنظيم سيمها ابتدا توسط يك تكه چوب انجام ميشده استتا قبل از اينكه hair-bow ايجاد شود

البته ممكن است كه اين تكه چوب تنظيم كننده رشته سيمها توسط اعراب وارد سازهاي زهي شده باشد ، ممكن است اين مسئله يعني تاريخچه تنظيم سيمها و منشا ان و محل ان كه ممكن است در اروپاي شمالي يا هند يا اسياي نزديك باشد هميشه در پرده اي در ابهام باقي بماندو يا شايد اين تغيير در چند نقطه به طور
همزمان اتفاق افتاده باشد

چنانكه ما از قزن 11 ميلادي به بعد دو وسيله تنظيم موسيقي ميابيم:
اول وسيله اي با pyriform ‘? pear-shaped
و دوم وسيله اي بيضي شكل كه تنها اندكي خم ميشده است و پشت دنده ها متصل ميشده است

برخي بر اين باورند كه ساز ويلن متعلق به يك امپراطوري هند در 5000 سال قبل از ميلاد بوده است و برخي ديگر نيز ريشه ان را به ايران و ساز رباب ميدانند وبرخي ديگر ريشه ان را در افريقا و حتي كشورهاي عربي ميدانند.
فرمهاي اوليه داراي سوراخي بودند كه بر روي ساز قرار داشت اما بعد ها اين سوراخ از بدنه ساز ها حذف شدند و اين ساز با چهار سيم سر اغاز ساز ويلن تكامل يافته در سالهاي اينده شد.
در اروپا از قرن 11 ما ميتوانيم ساز ويلن را به صورتي تكامل يافته تر بيابيم

ویلنویلن2ویلن3